انسانشناسی جسمانی و اسلام
و از همه اونهایی که روز معلم رو تبریک گفته بودن سپاسگزاری می کنم و به همه معلمها و استادان زحمتکش، این روز رو تبریک میگم۰
این هفته داشتم درباره انسانشناسی جسمانی واسه دانشجوها صحبت میکردم. یه بخش از مطالعات انسانشناسی جسمانی به رابطه زیست انسان و فیزیولوژیاش با فرهنگ باز میگرده. مثالی که از فرهنگ ایرانی براشون زدم، زانو دردیه که بیشتر ایرانیها بهش گرفتارند. چند دلیل میشه برای این درد و بیماری نزد ایرانیها اورد که ریشه فرهنگی و دینی دارن. پیش از اینکه به ذکر موارد مورد نظر بپردازم، بهتره توضیح بدهم که این درد بیشتر بخاطر فشاریه که روی زانوهامون میاریم. دو زانو نشستن و نشستن به گونهای که فشار روی زانو بیاد (مثه حالت چمباتمه) بیشترین آسیب رو به این عضو حساس بدن وارد میکنه. همینه که هنوز جوونی رو درک نکرده، دچار بیماری آرتروز میشیم. اما برخی از مواردی که ما ایرانیها باعث آسیب رسوندن به زانوهامون میشیم:
1- ادب نزد ما ایرانیها ایجاب میکنه که وقتی نزد بزرگتری هستیم (چه از نظر سنی و چه از نظر مقام و مرتبه اجتماعی) دو زانو بشینیم. مهمانیها یکی از عمده این موارده. اما نشستن پای منبر توی مسجد و به ویژه خطبههای نمازجمعه، نمونه بارزشه. دو ساعت دو زانو نشستن و گوش دادن به خطبههای نماز جمعه، یا توی برخی مجالس آسیب بسیاری به زانو وارد میکنه. فکر میکنم برای اصلاح نشستن در اینگونه موارد کمی دشوار و زمانبر باشه، اما لازمه (این رو فقط واسه دلخوشی اون دسته از خوانندههایی نوشتم که من رو متهم میکنن چرا راه حل ارائه نمیدم. اینم راه حال! برید به ستاد نمازجمعه بگید واسه نمازگزاران صندلی بچینه).
2- زانو زدن و انداختن وزن بدن روی زانو باعث آسیب رسوندن به این عضو میشه. نماز خوندن نه تنها هنگام دو زانو نشستن و تشهد گفتن، بلکه هنگام سجده رفتن هم باعث آسیب رسوندن به این عضو میشه. میدونم با خوندن این مطلب، برخیهاتون میگید این بابا چقدر با اسلام دشمنی داره که چنین اراجیفی از خودش در میاره. اما اینها رو من از زبان متخصص ارتوپد بیمارستان طالقانی تهران میگم. بیماری و زانو درد در بین ما اینقدر زیاده که یه بخشی از ارتوپدی این بیمارستان، ویژه درد و بیماری زانو است. خودم دو سال پیش که به اونجا مراجعه کردم، اطلاعات زیادی در اینباره از پزشکهای اونجا به دست اوردم. اتفاقا واسه اینکه خیالتون جمع بشه که اینها رو از خودم نمیبافم، این نکته رو اضافه میکنم که به همه بیمارانی که به اون بخش مراجعه میکنن، یه جزوه چاپ شده حاوی توصیههای پزشکی داده میشه. اون موقع قیمتش ششصد تومن بود. توی اون درباره نماز خوندن نوشته و تاکید کرده که حتما نماز رو روی میز و صندلی بخونیم. اما من به هر کی این رو میگم، میخنده. خودم موقع نماز خوندن!!! (مجبور نیستین باور کنین. بنابراین بیخیال شده و به عنوان شوخی یا بلوف تلقی کرده و ادامه مطلب را پیگیری کنید. نه تنها شما، بلکه هیچکس دیگهای هم باور نمیکنه که من هم نماز میخونم. حتی خونوادهام هم گاهی فکر میکنن که فقط جلوی اونها و واسه دلخوش کردنشون دولا و راست میشم. البته خیلی اوقات هم قضا میشه. و وقتی هم میخونم، اونجوری این عبادت رو به جا میارم که... بگذریم) به جای دو زانو نشستن، پاهام رو یه وری میکشم تا فشاری روی زانوهام نیاد. واسه همین هر وقت توی نمازخونههای توی راه یا جایی دیگه کسی من رو به این حالت میبینه، معمولا میپرسه که آیا زانوهام درد میکنه؟ و من هم تلاش میکنم براش توضیح بدهم که ماجرا از چه قراره و آخرش هم توصیه میکنم که اون هم روی دو زانو نشینه. معمولا هم واسه اینکه دلم نشکنه، یه سری تکون میدن و میرن.
3- چمباتمه نشستن و وزن بدن رو روی زانوها انداختن هم خطرناکه حسن! یه حالت شبیه چمباتمه رو توی اتاق فکر باهاش زیاد سر و کار داریم. وقتی میریم توالت، گاهی اوقات تا چند ده دقیقه میشینیم و به همه چیز فکر میکنیم و هی زور میزنیم (هم برای فکر کردن و هم برای اِهِم). و البته توی روایات هم داریم که طولانی شدن دستشویی جزء مستحباته. توصیه میکنم اگه براتون مقدوره حتما از سنگ توالت فرهنگی توی خونههاتون استفاده کنین (این هم یه توصیه و راهکار دیگه). نمونه پلاستیکی و تاشو هم وجود داره که مناسب و ارزون قیمته. میدونم که واسه ما ایرانیها نشستن روی این سنگها خیلی دشواره. اما با تمرین و ممارست میشه! من که موفق شدم. خونه صد متری ما که ته یه کوچه بن بسته و تقریبا میشه گفت یه اتاق بیشتر نداره و شکل هندسیاش به همه چیز میخوره غیر از خونه، از هرچی بینصیب باشه، سنگ توالتش خیلی باحاله. دو ساله که عوضش کردیم و فرنگی گذاشتیم. دکتر مادرم رو وادار کرد که از این سنگها استفاده کنه. و وقتی که سنگ توالت عوض شد، توفیق اجباری هم نصیب من شد. اما بابام هنوز هم غر غر میکنه. روی این صندلیها هر چقدر که دلتون میخواد بشینید و هی فکر کنید. هیچ ضرری نداره. البته خواهش میکنم نگید خب منظور روایت مزبور هم همین سنگها بوده. تا اونجا که میدونم مسلمونها از همون موقع تا حالا شیوه نشستن توی توالتشون همینجوری بوده که الان هم هست. واقعا شگفت انگیزه که برخیها تلاش میکنن هر آیه و روایت دینی رو با یافتههای جدید و به روز دنیا تطبیق بدهند و بگن: «این چیزها رو که امروز کشف شده، اسلام هزار و چهارصد سال پیش گفته بود». مثلا اینکه مستحبه با پای چپ وارد دستشویی بشی و با پای راست خارج بشی رو میگن: «دانش پزشکی تازه کشف کرده که انسان موقع سکته به طرف راست کشیده میشه»! من این قضیه و یافته رو دو سال پیش از یه پزشک عمومی پرسیدم. یه نیشخند زد و گفت: «سوادم هنوز اینقدر بالا نرفته» (یا یه چیزی شبیه این جمله. چون دقیقا عین جمله رو خاطرم نیست). تازه، گیرم که این یافته هم درست باشه؛ شما چند نفر رو سراغ دارین که موقع وارد شدن یا خارج شدن از توالت سکته کرده باشن؟ یا سال گذشته پای صحبتهای یه روحانی نشسته بودم. داشت از این روایت میگفت که مستحبه موقعی که توی دستشویی نشستهایم، موهای سرمون رو بپوشونیم. و ادامه داد که به تازگی دانش پزشکی کشف کرده که بخار ادرار باعث ریختن موهای سر میشه! و عجب بیفکر بودن اجداد من که موقع دستشویی رفتن موهای سرشون رو نمیپوشوندن. و حالا توی خونواده ما همه مردها تاس میشن. و من هم تا چند سال دیگه. اما شاید بهتر باشه من یه کلاه بذارم توی دستشوییمون و هر وقت میرم و میشینم روی سنگ توالت، کلاه سر خودم بذارم. نمیدونم توی روایت مزبور، مدلش رو گفته یا نه. مثلا اگه کلاه بیسبال بذاریم، ایراد شرعی داره؟
بد نیست به یه مورد دیگه هم اشاره کنم که به همین مبحث انسانشناسی جسمانی و اسلام (و بطور کلی ادیان ابراهیمی) بر میگرده. یه شاخه مهم از مطالعات انسانشناسی جسمانی که پر طرفداره، بحث تکامل زیستی انسانه. علمای اسلام و سایر ادیان در برابر یافتههای این حوزه موضعگیریهای سختی میکردن و هنوز هم تا حدودی میکنن. اما زمانی که میزان شواهد و یافتههای علمی و دادههای باستانشناسی اونقدر زیاد شد که دیگه نمیشد همهشون رو رد کرد، یه عده از حضرات پیدا شدن و باز هم مدعی شدن که همه اینها قبلا توی قرآن اومده بود. مثلا آیتالله مشکینی (که البته شخصا بیش از خیلی از روحانیون قبولش دارم) توی کتابش به نام «بحث تکامل از نظر قرآن» در همین زمینه نوشته که اگه اصل همه موجودات بر اساس نظریات جدید به موجود تک سلولیای بر میگرده که از مادهای لجنمانند به وجود اومده، خدا هم در قرآن میگه انسان را از «حما مسنون» یا همون گل بدبو آفریده. و توجیهاتی از این دست. و باید یقین داشت که اگه مثلا صد سال دیگه این نظرات تکاملی رد بشه، دوباره علما میگن: «ما که از همون اول گفتیم این نظریات اشتباهه. حالا دیدید قرآن درست میگه؟» و دوباره موضعشون عوض میشه.
فکر میکنم این مسائل رو میشه از زاویههای دیگه هم دید. دین رو میشه اجتماعیترین نظام در زندگی انسانها دونست. و ادیان تلاش دارن همه حوزههای زندگی انسان رو در بر بگیرن. و اسلام که به عنوان اجتماعیترین دین خونده میشه، در همه حوزههای فردی و اجتماعی انسان وارد شده و برای همه اونها خط مشی تعیین کرده. شاید یکی از دلایل ورود اسلام به همه حوزهها این بوده که انسانهای دیندار بتونن احساس دینداری و عبادت رو در همه جا احساس کنن. حالا میخوان توی مسجد باشن یا (بلا تشبیه) توی توالت. در واقع این مستحبات برای اون افرادیه که میخوان همیشه دقیقا طبق اون چیزی عمل کنن که خدا و بزرگان دین تعیین کردن. و الا افراد عادی مجبور به رعایت این موارد نیستن. نمیدونم. فعلا چیزی بیش از این به ذهنم نمیرسه. یه کمی هم دارم نگران پول کافینت میشم. اگه چیزی به ذهنم رسید شاید بعدا بطور جداگونه بنویسم.
