شنبه شانزدهم آبان 1388
آبشار شورآب و غار کمربن
آبشار شورآب و غار کمربن
جخ همحالا برگشتهام. از روستای کوهستانی «شورآب». با وجودی که جاهای زیادی رفتهام که در نوبت به نوشته شدن و به توصیف در آمدن قرار دارند، این یکی را زودتر و خارج از نوبت مینویسم. که اگر خواستید بروید، هرچه زودتر اقدام کنید. فصل گشت و گذار در این منطقه رویایی، رو به پایان است...
در سمت راست این اشکفت، یک دهانه فرعی وجود دارد که باید سرت را خم کنی و درونش بروی. و بعد، یک شکاف در نزدیکی سطح زمین میبینی که اگر خم شوی و سینهخیز درونش بروی، وارد یک اتاق طبیعی با ارتفاع دو و نیم متر، و طول و عرض دو متر میشوی. قطرات آبی که در فصلهای بارانی از سقف فرو می چکد و سرشار از املاح است، اشکال طبیعی زیبایی را آفریده است.
ادامه مطلب
یکشنبه دهم آبان 1388
قلعه پولاد بلده و خانه نیما در یوش
قلعه پولاد بلده و خانه نیما در یوش
...از رویان و جاده «آبشار آب پری» که حالا دیگر هیچ شباهتی به آبشار ندارد عبور کردیم و به دو راهی بلده-کجور رسیدیم. این دو راهی از رویان حدود 20 کیلومتر فاصله دارد. به سمت چپ پیچیدیم که جاده سربالایی است و پر پیچ و خم. و البته روستاها و مناظر زیبایی هم دارد. برای نمونه میتوان به روستای کپ (Kop) اشاره کرد که خانههایش هنوز معماری سنتی خود را حفظ کردهاند...
ادامه مطلب
چهارشنبه ششم آبان 1388
سرزمین مادری و ایران شناسان بیگانه
سرزمین مادری و ایرانشناسان بیگانه
این نقد کتاب در شماره اردیبهشت ماه کتاب ماه تاریخ و جغرافیا منتشر شد. وقتی آنرا برای نقد و معرفی کردن میخواندم، از خودم خجالت میکشیدم. به عنوان یک ایرانی که غربیها باید سرزمینم، فرهنگم، زبانم و همه چیزم را به من معرفی کنند. شما را نمیدانم چه حسی خواهید داشت...
ادامه مطلب
شنبه دوم آبان 1388
برنامه بازدید از مجموعه و موزه کندلوس
برنامه بازدید از مجموعه و موزه کندلوس
بر اساس هماهنگیهای انجام شده با مسئولین دانشگاه سبز آمل، کلیه دانشجویان دروس مبانی مردمشناسی (هر دو گرایش پژوهشگری و ارتباطات) و همچنین جامعهشناسی ایلات و عشایر لازم است امروز و فردا (شنبه 2/8/1388 و یکشنبه 3/8/1388) آمادگی خود را از طریق ثبتنام نزد آقای میثم ملکشاه (دانشجوی پژوهشگری ورودی 1387) اعلام کنند. با توجه به هزینه نسبتا بالای این بازدید، پرداخت نیمی از هزینه را دانشگاه بر عهده گرفت و نیم دیگر بر عهده خود دانشجویان خواهد بود. بنابراین لازم است هر دانشجو مبلغ 3000 (سه هزار) تومان به آقای ملکشاه پرداخت نماید. همچنین ناهار هر دانشجو به عهده خود وی خواهد بود که میتواند از پیش تهیه، و همراه خود بیاورد؛ و یا آنکه از فروشگاههای مجموعه، خریداری کند. حضور همه دانشجویان درس مبانی مردمشناسی (به استثنای کسانی که برای بار دوم یا سوم این درس را برداشتهاند) الزامی است. اما برای دانشجویان درس جامعهشناسی ایلات و عشایر اجباری نیست. همچنین هماهنگی با استادان سایر دروس دانشجویان درس جامعهشناسی ایلات و عشایر در روز دوشنبه، به عهده خود ایشان خواهد بود.
این برنامه با حرکت، رأس ساعت 7 صبح روز دوشنبه (۴/۸/۱۳۸۸) از جلوی ساختمان شماره یک دانشگاه آغاز، و با برگشت در عصر همان روز پایان میپذیرد.
جمعه یکم آبان 1388
صعود انفرادی، اما نیمهتمام به قله دماوند
+ تصاویر تکمیلی:
...از اواسط تابستان بود که تصمیم گرفتم به قله دماوند بروم. در کتابهای راهنما خوانده بودم که در تابستان، راههایی برای صعود به قله وجود دارد که نیازی به صخره نوردی و تجهیزاتی مانند طناب ندارد. بهرحال یکشنبه 15 شهریور بود که سوار خودرو شدم و راه افتادم. جاده هراز را پیمودم تا به دوراهی رینه رسیدم. جاده پر پیچ و خماش را بالا رفتم و مقابل ساختمان هیئت کوهنوردی رینه ایستادم...
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388
تخلفات رانندگی، پلیس راه، و عقدههای سرکوفته
تخلفات رانندگی، پلیس راه، و عقدههای سرکوفته
...اما درباره تخلفات خودم. چرا در حالی که از یکسو به تخلفات رانندگی در کشور انتقاد دارم و از سوی دیگر به مستحق بودن جریمه شدن خودم، با هم خلاف میکنم؟ بگذارید اعتراف کنم که تاکنون هیچگاه با خودم بطور جدی پیمان نبستهام که دیگر خلاف نکنم. راستش نمیدانم. و البته باز هم اعتراف میکنم این که میخواهم بیان کنم، چیزی بیش از یک توجیه نیست....
ادامه مطلب
دوشنبه بیستم مهر 1388
چاه فاضلاب
چاه فاضلاب
این داستان کوتاه را برای جلسه این هفته نشست ادبی دانشگاه سبز آمل نوشته بودم. پس از خواندن آن در میان دانشجویان حاضر در این نشست، تظرات و انتقادات انصافا سازندهای دربارهاش بیان کردند. اما پیش از اعمال اصلاحات، آنرا بدون دستکاری اینجا منتشر میکنم تا نظر سایر دوستان را نیز بدانم. مکالمههایی که به گویش مازندرانی است را درون متن ترجمه کردهام. چرا که اگر روی برگه کاغذ بود، میشد زیرنویس همان صفحه کرد؛ اما روی فضای اینترنت نمیشود. اما مکالمههای به لهجه اصفهانی نیازی به ترجمه نداشت. با سپاس از خانم میرزابابایی که در ترجمه گویش مازندرانی، زحمت زیادی کشیدند.
ادامه مطلب
جمعه هفدهم مهر 1388
بیابانزدایی از زایندهرود
بیابانزدایی از زایندهرود
بعد از چند ماه، فرصتی دست داد تا برای یک سفر کوتاه چند ساعته و تازه کردن دیدار با چند تن [تنها چند تن] از خانواده ماشاءالله پر برکتمان به اصفهان بروم. چند ماه پیش هم که رفته بودم، زایندهرود خشک بود. خشکِ خشک. اما این شکلی نبود. حالا خشک است. اما خشک بیابانی. به جای بستر رودخانه، که حالا همچون خاک بیابان، شکاف برداشته، بوتههای بلند خار بیابان روییده و بزرگ شده است. گویی نه اینکه به موازات چند صد کیلومتر، حیات گیاهی و جانوری به این آب وابسته است. آب را از اینجا گرفتهاند و کشیدهاند برای آدمیان مهمتر از جانوران. عجب جانوری است این آدمی. چه لذتی دارد این اشرف مخلوقات بودن! خاصه آنکه هیچ مشرف به بارگاه شریف شرافت و شرف نشده باشی. خدایا ببین خشکسالی با کشورمان چه میکند. مگر داریوششاه از تو نخواسته بود که این کشور و مردمانش را از دروغ و خشکسالی دور بداری؟ یا نکند این خشکسالیها به خاطر دروغهایمان است؟! باید زایندهرود را با اشک دیدهگانمان پر کنیم.
یاد باد آن روزگاران یاد باد زندهرود و باغ کاران یاد باد
جمعه دهم مهر 1388
جشن مهرگان فرخنده باد!
جشن مهرگان فرخنده باد!
در روزشمار کهن ایران، هر یک از سی روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. پیشینیان در هر ماه که نام روز و نام ماه یکی بود، آن را جشن میگرفتند. بنابر همین سنت روز شانزدهم از ماه مهر مصادف با روز مهر است و در این روز جشن مهرگان به پا میشده است. اما از آنجا که در گاهشماری ملی سال 1304، شش ماه آغازین سال 31 روزه شمرده شد، بنابراین «مهر روز» ماه مهر، شش روز به عقب میآید و دهم مهرماه، برابر با جشن مهرگان میشود. از این پس اگر فرصت و مجالی باشد، تلاش خواهم کرد جشنها و روزهای ویژه ایران باستان را در همین وبلاگ معرفی کنم. با مهرگان آغازیدهام. و البته نوشته زیر، بخشی دستکاری شده از پژوهشی است که ترم گذشته، یکی از دانشجویان درس «فرهنگ عامه» انجام داد. با سپاس از آقای محمدرضا گوهری. همچنین در نوشتهای جداگانه، به یکی از کیشهای بازمانده از آیین مهر در ایران امروز خواهم پرداخت.
ادامه مطلب
یکشنبه پنجم مهر 1388
به خدا پناه میبرم!
به خدا پناه میبرم!
.............
... چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماتد
...........................
پینوشت: امروز میخواستم متنی به مناسبت روز جهانی جهانگردی بنویسم. اما تنها به یک تبریک ساده و خشک و خالی به دانشجویان جهانگردیام بسنده میکنم. که دل و دماغ بیش از این را ندارم.
پنجشنبه دوم مهر 1388
فراخوان اعضای گروه پژوهشی مردمنگاری
فراخوان اعضای گروه پژوهشی مردمنگاری
تعداد دویست نسخه پرسشنامه تهیه شده که باید در هفته آینده، میان اهالی یکی از روستاهای مجاور شهر نور توزیع و پر گردد. آن عده از اعضاء گروه پژوهشی که هفته آینده در نور هستند، میتوانند برای دریافت توضیحات لازم درباره جامعه و نمونه آماری، و چگونگی پر کردن پرسشنامهها، از طریق رایانامه (ایمیل) با من ارتباط برقرار کنند. همچنین از این دوستان خواهش میکنم به سایر دوستانشان هم اطلاع دهند. ضمنا این افراد لازم است تا پایان هفته آینده، ایدههای خود را برای توسعه منطقه مورد بررسی بر پایه گردشگری، بصورت مکتوب ارائه دهند.
سه شنبه سی و یکم شهریور 1388
زمان تشکیل کلاسهای دانشگاه مازیار
زمان تشکیل کلاسهای دانشگاه مازیار
با توجه به همچنان نامرتب بودن فضای کلاسها و نیز ثبتنام از قبولیهای کارشناسی ناپیوسته در روزهای 4 تا 6 مهر، کلیه کلاسهای من در دانشگاه مازیار از 11 مهر آغاز خواهد شد. شایان ذکر است این برنامه تنها متعلق به من بوده و سایر استادان بر اساس برنامه خودشان پیش خواهند رفت. با این وجود، من نیز در روزهای هفته آینده در دانشگاه حضور خواهم یافت. از دانشجویانی که این خبر را میخوانند خواهشمندم به سایر دوستانشان نیز اطلاع دهند تا در رفت و آمد از شهرهای دور، مشکلی پیش نیاید. کلاسهای دانشگاههای دیگر، به روال عادی و بر اساس تقویم دانشگاهی آغاز خواهد شد.
دوشنبه سی ام شهریور 1388
دژ تسخیرناپذیر اسپهبد خورشید
بازدید از این دژ، یکی از بهترین سفرها و در عینحال، حسرتبارترینشان بود. غرورم، احساسات نوستالوژیکم، نفرتم، حسرتم، و... همه و همه سراسر وجودم را همزمان اشباع کرد...این دژ در واقع ترکیبی است از یک طاق طبیعی بزرگ در دل صخره کوه و غارهای مرتبط با آن، به علاوه معماریای که در نهایت هوشمندی در این فضا صورت گرفته است...
ادامه مطلب
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388
از اعراب انتظاری نیست؛ اما از خودمان چه؟!
از اعراب انتظاری نیست؛ اما از خودمان چه؟!
درباره خلیج همیشه فارس و جزایر سهگانه ایرانی آن، تاکنون چندین کتاب معرفی و نقد کردهام. کتاب «حاکمیت بر جزایر ابوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ در روند سیاست خارجی ایران» نوشته دکتر نقی طبرسا نیز یکی از همانهاست که سال گذشته معرفی و نقدش را به سفارش کتاب ماه علوم اجتماعی نوشتم و تازه خبرم کردهاند که در شماره 15 اردیبهشت ماه 1388منتشر شده است. اما آنچه مهم است اینست که این روزها اصلا خبرهای خوبی نه درباره خلیج همیشه فارس، و نه درباره دریای مازندران به گوش نمیرسد. بعد از انتشار تصاویری از حضور آقای احمدینژاد در جلسهای که نوشته "دول الخلیج الع.ر.ب.ی" در آن به چشم میخورد و حرف و حدیثهای بسیار، این بار قرار است برای میزبانی ایران در بازیهای کشورهای اسلامی، واژه «خلیج فارس» و نقشه ایران از مدالها حذف شود! وقتی این خبر بر روی خروجی خبرگزاریها قرار گرفت، باورم نمیشد. واقعا داشتم دیوانه میشدم که چگونه مسئولین یک کشور به خودشان اجازه چنین کارهایی را میدهند؟! حالا هم چند روزی است که اجلاس کشورهای حاشیه دریای مازندران (در نقشههای بینالمللی: کاسپین=قزوین)، بدون دعوت از ایران برگزار شده است. کشوری که تا همین چند دهه پیش، نیمی از این دریا را در اختیار داشت. تنها موضع کشورمان، ابراز خشم آقای متکی بود. خدایا! مدیریت دنیا را نمیخواهم. تنها
دریغ است ایران که ویران شود.
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
برنامه بازدید از روستای کالج
برنامه بازدید از روستای کالج
اعضای گروه پژوهشی مردمنگاری لازم است رأس ساعت 8 صبح روز چهارشنبه همین هفته، مورخ 25/6/1388 برای حرکت به سمت روستای کالج، در محل ساختمان شماره 2 دانشگاه مازیار حاضر شوند. از ساعت 8 تا 9، تقسیم و شرح وظایف صورت گرفته و سپس به روستای کالج خواهیم رفت. در این سفر، دکتر سالاریان، ریاست محترم دانشگاه نیز همراهمان خواهند بود.
شنبه بیست و یکم شهریور 1388
از تخت سلیمان تا زندان سلیمان راهی نیست!
این را من که رفته و از نزدیک دیدهام، خوب درک میکنم! زندان سلیمان، حفرهای آتشفشانی است به گودی بیش از صد متر در دهانه کوهی در سه کیلومتری تخت سلیمان. و تخت سلیمان، یادگاری است از دوران پرشکوه امپراتوری ساسانی. بین این نماد عظمت شاهنشاهی و آن نماد اسارت و بیکسی، راهی است بس کوتاه. تاج و تخت هیچگاه وفادار نبود. به هیچ کس. افلا یعقلون!...
ادامه مطلب
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388
برنامه بازدید از روستای کندلوس
برنامه بازدید از روستای کندلوس
اعضای برگزیده گروه پژوهشی مردمنگاری لازم است برای بازدید ابتدایی از روستای کندلوس، روز شنبه مورخ 21/6/1388 رأس ساعت 8 صبح در محل ساختمان شماره 2 دانشگاه مازیار، حضور به هم رسانند. همچنین دانشجویانی که این مطلب را میخوانند، به دیگر اعضای گروه که احتمال میرود طی این دو روز موفق به بازدید از وبلاگ نشوند، اطلاعرسانی کنند. چنانچه پرسش یا ابهامی در اینباره وجود دارد، اعضاء میتوانند در بخش نظرات همین نوشته یا از طریق ایمیل مطرح کنند.
سه شنبه هفدهم شهریور 1388
تپه حسنلو
...جام طلایی حسنلو که شهرتی جهانی دارد، مربوط به هزاره اول پیش از میلاد است. نقوش جالب توجهی روی این جام به چشم میخورد: خدایان سهگانه توفان، خورشید و ماه که هر یک بر روی ارابهای سوارند. کاهنی جام به دست و پهلوانی در حال نبرد با یک هیولا، و الههای که بر روی دو قوچ ایستاده است. این جام 21 سانتی متر ارتفاع، 25 سانتی متر قطر و 950 گرم وزن دارد. ظاهرا این جام در آغوش انسانی که روی سینه بر زمین افتاده بود و به پشت او خنجری فرو رفته و از سوی دیگرش جام را شکافته بود یافت شد...
ادامه مطلب
شنبه چهاردهم شهریور 1388
نمرات درس روش تحقیق ترم تابستان دانشگاه مازیار
نمرات درس روش تحقیق ترم تابستان دانشگاه مازیار
با توجه به کوتاه بودن ترم، به همه دانشجویانی که در ترم تابستانه این درس را انتخاب کرده بودند پیشنهاد میشود در کلاسهای این درس در ترمهای آینده شرکت جویند. مجموع نمرات بدین شرح است: 11 نمره آزمون پایان ترم+ 5 نمره پروپوزال+ 2 نمره معرفی کتاب+ 1 نمره سفرنامه+ 1 نمره خاطره نویسی. همچنین به ازای حضور دائم در کلاس یک نمره اضافه شده است...
ادامه مطلب
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388
دختران زیبای هنگآباد
دختران زیبای هنگآباد
...دختران، حتی در شهرهای بزرگ، برای احساس مفید بودن و دوری از محیط خانه است که حاضر میشوند برای ماهانه 100 هزار تومان یا حتی کمتر، منشی و تایپیست و... شوند که می دانیم کار برخیشان فراتر از اینهاست! دختران کار این منطقه هم برای همین مسائل حاشیهای است که به مزارع میروند. به نظر میآید در این منطقه، دختران آزادی بیشتری در عمل و بیان احساسات و تمایلات خود دارند...
ادامه مطلب
یکشنبه هشتم شهریور 1388
نمرات درس تاریخ فرهنگ ایران (2) ترم تابستان
نمرات درس تاریخ فرهنگ ایران (2) ترم تابستان
نمرات روی نمودار قرار گرفته، به همه افراد نمره اضافه شد و بنابراین هیچگونه اعتراضی وارد نیست. چنانچه دانشجویی به هر دلیلی نسبت به نمره خود اعتراض کند، بیتردید نمره واقعی او وارد خواهد شد.
ادامه مطلب
شنبه هفتم شهریور 1388
چگونه پروپوزال بنویسیم؟
پیش از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم حتی کسانی که از این درس در ترم تابستان نمره قبولی دریافت کنند، لازم است برای تقویت آشنایی با روشهای پژوهش، کتابهای دیگر در این زمینه (از جمله کتابهایی که در برنامه درسی اولین جلسه کلاس ارائه دادم) را مطالعه کنند. در کنار این کار باید پژوهشهای انجام شده توسط افراد باتجربه و خبره را مطالعه کنند تا شیوه انجام کار، برایشان درونی شود. بهرحال ارائه درس روش تحقیق برای ترم تابستان زیاد مناسب نبود و مسلم است که با 9 جلسه نمیتوان با روشهای پژوهش آشنا شد. ضمن آنکه دانشجویان را به تمرین نگارش (خاطره، سفرنامه، داستان کوتاه، معرفی فیلم و کتاب، و...) توصیه میکنم. اینها توصیههایی جدی است که متاسفانه اغلب نادیده انگاشته میشود. به یاد داشته باشید که توانایی شما در انجام پژهش، یا دستکم نگارش مقالههای علمی، حداقل چیزی است که از شما به عنوان کارشناسان گردشگری انتظار میرود...
ادامه مطلب
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
اورمیاه: شهر آبها
...خواست در را قفل کند تا دیگر کسی از این در وارد نشود. درش آهنی و قدیمی بود و چفت نمیشد. هی در را «دارق» و «دارق» به هم میکوبید. دیدم دستبردار نیست. گفتم: «آقا اشتباه کردم. دیگر کسی از این در نمیآید، بیخیال». اما ولکن ماجرا نبود. چند بازدیدکننده دیگر هم که آنجا بودند اعصابشان به هم ریخت و به من که باعث و بانی این کار شده بودم چپچپ نگاه میکردند. دوباره رو کردم به نگهبان که همچنان مشغول کوبیدن در به هم بود و گفتم: «آقا گه خوردم. جون هر کی دوست داری بیخیال!». همین طور که در را به هم میکویید یک چیزی [احتمالا باز هم به ترکی] گفت که نفهمیدم. اما احتمالا میپرسید «چی؟». دو سه بار تکرار کردم که «گه خوردم». حتی شمرده شمرده و بصورت هجی کردن برایش تکرار کردم. دیدم متوجه نمیشود. گفتم: «گه خوردم که میخواستم گه بخورم. با خودم بودم که یک گهی خوردم. هی در را بزن به هم تا جونت بالا بیاد». وقتی برگشتم دیدم بقیه بازدیدکنندهها دارند به من نگاه میکنند و میخندند...
ادامه مطلب
یکشنبه یکم شهریور 1388
پادگان ایرانشناسی
چند روزی است که بنیاد ایرانشناسی به دلایلی واهی، اقدام به اخراج بسیاری از پژوهشگران و کارمندان خود کرده است. نامهای اعتراضآمیز نوشته و در برخی خبرگزاریها مانند ایلنا، تابناک، دیلمنیوز و... منتشر کردهاند. از آنجا که از یکسو بسیاری از این افراد از دوستان و همدورهایهایم در دانشگاه و بنیاد ایرانشناسی هستند و از سوی دیگر با شرایط بنیاد ایرانشناسی نیز از نزدیک و به خوبی آشنایم، در پی انتظار ناگفته این دوستان برای همراهی من با ایشان و صدالبته تمایل قلبی خودم به چنین اقدامی، نوشته زیر را که بصورت نمایشنامه نوشته شده در وبلاگم قرار میدهم. اصل این نوشته را حدود یکسال پیش تنظیم کردم که در ان زمان موفق به انتشارش نشدم. اینک این شما و این وضعیت بنیاد ایرانشناسی از خلال تجربیات من...
ادامه مطلب
پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388
تبریز: سرای شاعران پارسیگوی
...نکته جالب دیگر، جذابیتهای موزه برای خانمها بود. زیورآلاتی همچون گردنبند، دستبند، گوشواره و... طلا و نقره برای بسیاری از خانمها جذابتر از سایر وسایل موجود در موزه است. مرتب هم از این زیورآلات عکس میگرفتند. هر ترم که دانشجویان درس مبانی مردمشناسی را برای بازدید به موزه میبرم همین نکته نظرم را جلب میکند...
ادامه مطلب
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388
روستای صخره ای و کلهقندی کندوان
...روستای کندوان، یکی از سه روستای انحصاری در دنیاست که درون مخروطیهای سنگی درست شده است. برخی پژوهشگران، قدمت این روستا را تا 6000 سال نیز تخمین زدهاند. درون هر کلهقند سنگی، به تناسب بزرگی جا و فضا، یک هال و یک یا دو اتاق کنده شده است. در هر اتاق تاقچههایی تعبیه شده برای گذاشتن وسایل لازم. اگر در کنار خانه، کلهقندی کوچکتری هم باشد، آنرا به عنوان انبار، کاهدان، یا طویله حیوانات استفاده میکنند...
ادامه مطلب
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388
برنامه بازدید از قلعه بلده و خانه نیما یوشیج

دانشجویان درس تاریخ فرهنگ ایران (۲) لازم است روز دوشنبه همین هفته (۲۶/۵/۱۳۸۸) بین ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۱ برای ثبت نام و تکمیل لیست بیمه بازدید از قلعه بلده و خانه نیما در دانشگاه حضور داشته باشند.
جمعه بیست و سوم مرداد 1388
امنیت و احساس امنیت
...میله آهنی با قطر تقریبا2 سانتیمتر و طول نیممتر کنار تختش گذاشته بود. آنرا برداشته، نگاهی کردم و پرسیدم: «این چیه؟». برایم تعریف کرد که در اعتراضات بعد از انتخابات، دانشجویان هم اعتراض کرده بودند. فردا صبح علیالطلوع، لباس شخصیها با تجهیزات کامل (چوب، چماق، باتوم، و...) دم در خوابگاه ایستاده بودند...
ادامه مطلب
دوشنبه نوزدهم مرداد 1388
از پذیرفتن مهمانان تیتیشمامانی معذوریم!
وقتی بفهمند ساکن «شمال» هستی، اولین گزینهای که به ذهنشان خطور میکند، فراهم شدن مکانی است که هر وقت به «شمال» آمدند، آماده و مهیاست. تو هم اگر آدم گوشهگیر و تنهایی باشی، اصولا تمایلی به چنین مهمانان ناخواندهای نداری...
ادامه مطلب
جمعه شانزدهم مرداد 1388
آبگرمهایی در میان خیابانهای رنگ و وارنگ سرعین
...نکته جالبش این بود که اگر از خودرویی در حال سبقت گرفتن بودم و یک خودرو دیگر از روبرو میآمد، حتی اگر دو کیلومتر هم با ما فاصله داشت، این بنده خدا از شدت ترس، هول میکرد و یکدفعه شروع میکرد به ترکی داد و فریاد کردن و فرمان خودرو را میگرفت و میچرخاند سمت راست. چند بار نزدیک بود به کشتنمان بدهد. بنابراین تا خود تبریز دیگر از هیچ ماشینی سبقت نگرفتم...
ادامه مطلب

